ریشه های هولوکاست


  

ریشه های هولوکاست

یهودستیزی 

 

یهود ستیزی به معنای تنفر نسبت به یهودیان است. هیتلر با کشتار یهودیان اروپایی بین سالهای ١٩٣٣ و ١٩٤٥ بارزترین نمونه یهودستیزی در تاریخ را بر جای گذاشت. نازی ها بر آن بودند که با نسل کشی یهودیان "مسئله یهود" را یک بار و برای همیشه حل کنند. در این جنایت عظیم نازی ها از حمایت قوی یهودستیزان در بالکان، اتحاد شوروی و سایر کشورهای شرق اروپا برخوردار بودند.

یهودستیزی، اما، یک پدیده خاص آلمان نبود. در طول قرون و اعصار، یهودیان در اروپای مسیحیت مورد آزار و سرکوبی دایم قرار داشتند که گاه به کشتار نیز منجر می شد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم کشتارهای متعددی از یهودیان در کشورهای مختلف اروپای شرقی صورت گرفت. اما با روی کار آمدن نازی ها در آلمان در دهه 1930، فاجعه جدیدی شکل گرفت که در نهایت به نابودی شش میلیون یهودی راه برد.

آزار یهودیان در قرون وسطی 

از دوران قرون وسطی اذیت و آزار یهودیان در سراسر اروپا جریان داشت. علت اصلی این حملات به یهودیان، دیدگاه کلیسا بود که یهودیان را در مصلوب شدن عیسی مسیح مقصر می شناخت.
در آن دوران انواع اتهامات علیه یهودیان مطرح می شد. یهودیان را قاتل کودکان مسیحی می خواندند و آنها را به خاطر حوادث غیرمترقبه طبیعی مقصر می شناختند. ذمانی که در سال 1348 طاعون (مرگ سیاه) اروپا را فرا گرفت، یهودیان را به ایجاد این فاجعه متهم ساختند.
این احساسات یهودستیزانه اغلب ریشه در مشکلات اقتصادی داشت. در قرون وسطی کلیسا مسیحیان را از رباخواری منع می کرد و حرفه بانکداری آن زمان به دست یهودیان می چرخید. مسیحیان که از یهودیان پول قرض می گرفتند از این "رباخواران" منزجر بودند. این احساسات حتی تا دوران هیتلر بسیار رایج بود.
در اواخر قرون وسطی با رشد اقتصاد و جهانی شدن مبادلات تجاری امور بانکی از انحصار یهودیان خارج شد و اهمیت اقتصادی یهودیان رو به افول نهاد.

 

بیگانه هراسی

یهودستیزی به میزانی نیز ناشی از بیگانه هراسی بود. توده های مردم اروپا سرخوردگی ناشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی شان را روی "خارجی"ها تخلیه می کردند.
در پایان قرن سیزدهم میلادی احساسات یهودستیزانه در سراسر اروپا رو به اوج نهاد. انگلستان یهودیان این کشور را در سال 1290 اخراج کرد و در بسیاری از سرزمینهای اروپایی آن زمان، کشتارهایی علیه یهودیان صورت گرفت.
انشعاب پروتستانها از کلیسا در قرون 15 و 16 میلادی چیزی از شدت یهودستیزی در شمال اروپا کم نکرد. مارتین لوتر پایه گذار کلیسای پروتستان در سال 1453 نوشت که کنیسه های یهودیان را باید به آتش کشید، خانه هایشان را سوزاند و آنان را برای همیشه از آلمان اخراج کرد.
پس از این دوران یهودیان از محیط اطراف خود در شهرهای اروپایی منزوی شده و در گتوها سکنی گزیدند. در سال 1648 کشتار بزرگی علیه یهودیان در لهستان روی داد.

قرن نوزدهم

وضعیت یهودیان در اروپا طی قرن نوزدهم بهبود چشمگیری یافت. از جمله دلایل این تغییر، فراخوان اندیشمندان عصر روشنایی اروپا برای آزادی و برابری بود. با گسترش آزادی و اعتلای آرمان برابری طلبانه در اروپا، یهودیان نیز به رهایی دست یافتند و دوران ادغام یهودیان در جوامع اروپایی آغاز گشت.
در همان حال قرن نوزدهم شاهد اوج گیری ناسیونالیسم در کشورهای اروپایی بود و این امر باعث تشدید احساسات ضدیهودی می شد. کسانی که به نام ناسیونالیسم و وطن دوستی قیام می کردند اغلب به تحقیر و سرکوبی اقلیتهای قومی و مذهبی دست می زدند و یهودیان را به دروغ شهروندان خائن معرفی می کردند. در این دوران اروپا شاهد موارد متعددی از "پوگروم" بود، یعنی شورش های خشونت آمیزی که غالباً با تشویق مقامات دولتی علیه یهودیان به راه می افتاد.
در ١٨٧٩، روزنامه نگار آلمانی ویلهلم مار برای اولین بار اصطلاح یهودستیزی را به مفهوم تنفر از یهودیان به کار برد. از این پس، یهودستیزی جامه نوینی به تن کرد و نظریه پردازانش دلایل نژادی و بیولوژیکی برای نابود کردن یهودیان ابداع می کردند. در سه دهه آخر قرن نوزدهم، احزاب سیاسی یهودستیز در آلمان، فرانسه و اتریش تشکیل شدند. کتابهایی مانند "پروتکل بزرگان صهیون"، تئوری های مجعول و فریبكارانه ای را در باره توطئه جهانی یهودیان ارائه کردند.

رویدادنگار سرکوبی یهودیان در اروپا تا قبل از روی کار آمدن هیتلر

قرون 11 و 12 میلادی: قتل عام یهودیان در منطقه راین به دست صلیبیون
1215: یهودیان اروپا وادار شدند لباس خاص به تن کنند و علامت یهودی را با خود حمل کنند
1290: اخراج یهودیان از انگلستان
قرن چهاردهم: اخراج یهودیان از فرانسه
1492: اخراج یهودیان از اسپانیا. بسیاری به امپراطوری عثمانی پناه بردند
1648: کشتار یهودیان در لهستان و اوکراین
قرن 19: رهایی تدریجی یهودیان آلمان، فرانسه و سایر کشورهای اروپایی و کسب حقوق شهروندی
1881: حملات گسترده و کشتار یهودیان روسیه در پی کشته شدن تزار
1919: کشتار یهودیان در شرق اروپا، از جمله 60 هزار یهودی در اوکراین

آلمان و یهودستیزی

در اواخر قرن نوزرهم هزاران یهودی از شرق اروپا به آلمان گریختند تا از کشتار یهودیان که در لهستان و اوکراین و بخشهایی از روسیه در جریان بود در امان بمانند. افزایش جمعیت یهودیان آلمان احساسات ضدیهودی را که از قبل در این کشور بالا گرفته بود به غلیان رساند. با شکل گیری احزاب یهودستیز، حتی دانشگاهیان و روشنفکران نیز آشکارا از ضرورت قلع و قمع یهودیان سخن می گفتند. همزمان نظریه های به ظاهر علمی نژادی رواج گسترده ای یافت و افسانه "نژاد آریایی" در میان آلمانی ها ریشه دواند و در آنها روحیه برتری نژادی نسبت به سایر انسانها را تقویت نمود.
به دنبال شکست آلمان در جنگ جهانی اول که از 1914 تا 1918 به طول انجامید، احساسات ضدیهودی در این کشور به اوج رسید. سربازان شکست خورده آلمانی که از جبهه ها بازمی گشتند، و از جمله سرجوخه ای به نام آدولف هیتلر، "خانه نشینان بی درد" را مسئول شکست آلمان محسوب می کردند. آنها سوسیال دمکراتها، سیاستمداران، انقلابیون و بطور خاص یهودیان را ملامت می کردند که "از پشت به ارتش آلمان خنجر زدند".
در کتاب "نبرد من" هیتلر از توطئه یهودیان برای تسخیر جهان سخن گفت و نوشت که سرمایه داران یهودی به این منظور دست به دست بلشویک های یهودی داده اند.

یهودیان در آلمان

در آغاز دهه 1930 یهودیان حدود 0,8 درصد جمعیت آلمان را تشکیل می دادند، یعنی 500 هزار نفر در میان جمعیت 62 میلیونی آلمان. اکثر یهودیان در شهرها زندگی می کردند. به این ترتیب آلمان بیشترین جمعیت یهودیان در غرب اروپا را در خود جا داده بود، هر چند اکثر جمعیت یهودیان اروپا که بین 9 تا 11 میلیون نفر تخمین زده می شدند ساکن اروپای شرقی بودند.