انکار هولوکاست چیست؟
منظور از انکار هولوکاست مجموعه ای از ادعاها و انگارها است که به زعم آن نسل کشی یهودیان به نحوی که در تاریخ جنگ جهانی دوم ثبت شده روی نداده است.
عناصر اصلی طرز تفکر انکارگران را می توان در سه محور خلاصه کرد:
- به زعم انکارگران، هیچ مدرکی دال بر این که حکومت نازی سیاست مشخصی برای نابودی یهودیان و کولی ها اتخاذ کرده بود، وجود ندارد.
- آمار پنج تا شش میلیون کشته در میان یهودیان اروپا غیرواقعی است.
- نازی ها یک نظام کارآمد کشتار با استفاده از اتاق های گاز برای نابودی یهودیان در اردوگاه های اسارت به راه نیانداختند.
حول این محورهای اصلی، مجموعه بزرگتری از دعاوی در مورد جزییات اجرای سیاست نسل کشی یهودیان شکل گرفته است که در میان آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
- از اتاقهای موسوم به گاز فقط برای شپشزدایی و گندزدایی استفاده میشده و استفاده از گاز سیانور (سیکلوین ب) برای کشتار مردم مقرون به صرفه نمیباشد.
- نشانهای از گاز سیانور بر دیوارهای اتاقهای گاز که گفته میشود برای کشتار یهودیان استفاده میشده پیدا نشدهاست.
- اسناد موجود نشان میدهد که زندانیان بیمار یهودی و غیر یهودی مورد مداوا قرار گرفته و جراحی هم میشدهاند.
- وینستون چرچیل، نخست وزیر بریتانیا و دوایت آیزنهاور رییس جمهور آمریکا در کتابهای خاطرات خود در باره تحولات دوران جنگ، هیچ اشارهای به وجود اتاقهای گاز نکرده اند.
- شیوع تیفوس در زمان جنگ باعث مرگ و میر زیادی شد و تصاویر اجساد بسیار لاغر مردگان نیز شاهد همین امر است. آلمانی ها برای جلوگیری از گسترش تیفوس اجساد مردگان را میسوزاند.
البته در ورای بحثهای فنی و وجهه دانش پژوهانه ای که انکارگران می کوشند به دعاوی خود بدهند، واقعیت عریان این است که انکار هولوکاست یک عمل سیاسی و دارای آبشخور سیاسی است و ربطی به تاریخ نگاری و تلاش برای اثبات حقایق تاریخی ندارد.
انکارگران به تصریح یا به تلویح ادعا می کنند که هولوکاست یک داستان جعلی و ساخته و پرداخته یک توطئه یهودی برای پیشبرد اهداف یهودیان در پایان جنگ جهانی دوم است.
مورخان و پژوهشگران تاریخی بر این نظر اجماع دارند که انکار هولوکاست "ریشه در نفرت دارد و هیج جایی در موازین جاافتاده کشف و اثبات حقیقت ندارد". آنها انکارگران را "شبه مورخان"ی می خوانند که انگیزه خود را از ایدئولوژی یهودستیزی می گیرند و "به کلی نافی ادله و اسناد تکذیب ناپذیر تاریخی" هستند.
در فصلنامه "افکار عمومی" خلاصه ای از آثار مورخان سرشناسی نظیر جاروف، لیپستات، ریچ، رایبک، شاپیرو، ویدال ناکه، وایمن و وین ذکر شده و چنین نتیجه گیری شده است که "هیچ مورخ سرشناسی اصل وقوع هولوکاست را زیر سوال نمی برد و انکارگران هولوکاست در اغلب موارد یهودسیتزان یا نئونازی های حرفه ای هستند".
بسیاری از انکارگران هولوکاست تاکید می کنند که آنها نافی تمامیت این رویداد نیستند و کار خود را "تجدیدنظرطلبی در هولوکاست" می نامند. اما مورخان معتبر این داعیه را رد می کنند، چرا که تجدیدنظر طلبی و تلاش برای بازخوانی یک رویداد تاریخی کاری مرسوم و مستمر در میان دانشمندان و پژوهشگران است، اما انکارگران هولوکاست تلاش می کنند موضوعی را که با ادله و شواهد و مدارک بی شمار اثبات شده است نفی کنند و از این رو نه یک هدف علمی بلکه یک خواست سیاسی را دنبال می کنند.



